آرش کوچولوووی مامان و بابا
داستان بزرگ شدن پسرمون آرش از زبون مامان پگاه
تاريخ : سه شنبه 11 تير 1392 | نویسنده : مامان پگاه
بازدید : 210 مرتبه

وااااااااااااااااااای  چی بگم از این واکسن هجده ماهگی !!!!

از  سه هفته قبل از شدت استرس تمام  سایت ها رو سرچ کرده بودم ، اینکه اگه پا دردش شدید  بشه چه کار کنم ، یا تبش رو چطوری کنترل کنم 

راستش تو خونه ما سه هفته کامل مریضی بود ، ویروس لعنتی معروف به خانه ما هم راه پیدا کرده بود و هر سه مون رو ا پا در آورد ، اونم برای سه هفته 

خیلی بد بود ، همگی کلی ضعیف شده بودیم ، تصمیم گرفتیم واکسن آرش رو کمی  دیرتر بزنیم تا کمی بیماری و ضعف از بدنش  دور بشه 

 

به بهداشت زنگ زدم و اونا هم گفتن بذار خوب خوب بشه بعد بیار ، حتی  اگه 10 روز  هم دیر تر بشه اشکال نداره ، بذار بچه کاملا" سالم و سرحال باشه 

شنبه 8 تیر ، با 10 روز تأخیر رفتیم بهداشت  ، تا واکسن آرش کوچولو  رو براش بزنیم 

2 ساعت و نیمی  تو نوبت بودیم و آرش کلی شیطونی کرد 

اول رفتیم برای گرفتن وزن و قد ، خانم دکتره  راضی بود 

وزن آرش در هجده ماهگی : 14 کیلو 

قد آرش در هجده ماهگی : 88  سانتی متر

 

بعد نوبت واکسن بود ، دو تا واکسن داشت ، اولی رو تو دستش زد ، یه قطره فلج اطفال داد و بعد هم واکسن ذایی توی پاش 

موقع واکسن با اینکه تو بغل بابا جون امیر بود ولی  بازم فوبیام به سراغم اومد و حالم بد شد 

 

روز اول آرش نمی تونست قدم از قدم برداره و تا پاش رو تکون می داد جیغ می کشید ، نصفه شب آرش تبش  خیلی  بالا رفت ، دیدم آرش بیحال افتاده تو رختخواب ، چشاش  بازه و حال و رمق نداره غر بزنه

ساعت 2:30 بود ، خیلی  تبش  بالا بود ، زود لختش کردم و با پاشوره و کولر تبش  رو پایین آوردم 

 

خدا رو شکر این واکس هم به خیر گذشت و رفت تا مدرسههههههههه



موضوع : هجده ماهگی