آرش آرش ، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 28 روز سن داره

آرش کوچولوووی مامان و بابا

قطار

دیشب  مامان پگاه و بابا امیر یه فکری به سرشون زد قرار شد یکی از قطارهای آرش کوچولو رو براش سر هم کنیم و راش بندازیم تا عکس العمل آرش کوچولو رو ببینیم ... بابا امیر هم از اونجایی که سرش برای این جور کارها درد می کنه در چشم به هم زدنی یکی از قطارهای آرش رو براش راه انداخت ، بعد آرش کوچولو رو نشوندیم وسط ریل و عکس العملش رو دیدیم ...   اینم اولین برخورد آرش کوچولو با قطار بازی        اول آرش کوچولو محو تماشای قطار شده بود که چطور داره دورش می چرخه ، طوری که با سر حرکت قطار رو دنبال می کرد ..     که یهویی از صدای بوق قطار پسری کمی ترسید   ...
17 مرداد 1391

بفرما آب طالبی

این روزها پسر شیطون ما دوست داره همه مزه ها رو امتحان کنه .. تا لیوان رو دست من و باباش می بینه شروع می کنه به جیغ کشیدن و حمله کردن به لیوان .. جمعه بعدازظهر بابا امیر تصمیم گرفت برای خودش و مامان پگاه آب طالبی درست کنه ، تا آرش کوچولو لیوان بزرگ آب طالبی رو دست مامان و بابا دید از خودش بیخود شد و به لیوان مامان پگاه حمله کرد ...   اینم سند که فردا نگی نه !!!!!!!!!!!!!!!   نوش جونت مامان جون ..... ...
15 مرداد 1391

خواب یک فرشته

  حرفهای خودمونی  !!!! وقتی می خوابی ساعت ها کنارت می شینم و منتظرم تا از خواب بیدار شی ، برای دیدن چشمهای زیبات دلتنگ می شم .... گاهی به خودم می گم بیشتر از اینکه تو به من محتاج باشی  من به این فرشته کوچولو احتیاج دارم .. عزیزم  هر بار که تو رو در بغلم فشار می دم انگار غم و غصه های دنیا رو کنار می گذارم و به جاش یه دنیا خوشی و شادی رو به آغوش می کشم .. به خاطر این همه شادی ای که به زندگیم بخشیدی ازت ممنونم .. ...
13 مرداد 1391

آرش خرابکار

  قبلا" که کوچک تر بودی مجبور بودیم پارکت رو برات بخوابونیم تا بتونی با آویزاش بازی کنی ، ولی از وقتی نشستن یاد گرفتی پوزیش پارکت  رو برات عوض کردیم تا راحت تر بتونی باهاش بازی کنی و آویزهاش در دسترس تر باشه    خلاصه دیشب که داشتی با آویزات کشتی می گرفتی بالاخره به آرزوت رسیدی و موفق شدی لاک پشت کوچولو رو از پارکت بکنی  وظیفه خودم دونستم این موفقیت رو بهت تبریک بگم و بگم که ما برای شیطنت های جدی تر چنابعالی هم آماده ایم ...           ...
13 مرداد 1391

مدل جدید پا خوردن

  پسرم حسابی بزرگ شده و دیگه به حای اینکه دراز بکشه اغلب اوقات نشسته بازی می کنه ، نشسته تلویریون می بینه و البته دیگه از حالا نشسته شست پاش رو می خوره ...   چیه  باورتون نمی شه   خودتون ببینین  بذال تا ماه مان و باه با  حباش شون نیست و دالن شام می خولن ، یه امتلانی بوکونیم ببینیم این پاهه تو دهنم می له یا نه         آآآآآهاااااااااا   داله  می له هااااا      بذال  ببینم  مچ  پام هم می تونم بخولم  یا  نه !!!     فااااااااااااااای   زانوم لفت تو ح...
12 مرداد 1391

آرش عشق تلویزیون

  پسر تنبل من با اینکه 7 ماه و نیمش است ولی همچنان حاضر نیست سینه خیز بره و به هر جا که می خواد بره مثل کدوی قل قله زن قل می خوره و می ره ... این روزها تا سرم رو بر می گردونم و میرم تا آشپزخونه و بر می گردم می بینم که بــــــــــله شیطون پسر بلا خودش رو به زیر تلویزیونی رسونده یا زیر تلویزیون نشسته داره تی وی میبینه یا خودشو به قفسه سی دی ها رسونده و داره سی دی ها رو به هم می زنه و کلی خوشحالی می کنه   و جالب اینکه اینطور مواقع گل پسر اصلا" صدای مامان پگاه رو نمی شنوه ، اصطلاحا" گل پسر کر با صرفه می شه ...
12 مرداد 1391